عید به چه معناست ؟

عید به چه معناست ؟

عید. (ع اِ)خوی گرفته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || هرچه بازآید از اندوه و بیماری و غم و اندیشه و مانند آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

عید در لغت به چه معناست؟ , در لغت واژه عید به چه معناست؟ , واژه عید در لغت به چه معناست؟ روز بازگشتن , معنای واژه عید در لغت چیست؟ , واژه عید در لغت یعنی چه؟ , واژه عید در لغت به چه معناست؟ روز فرخنده , کدام معنای واژه عید در لغت است؟ , معنای واژه عید در لغت کدام است؟ , در لغت کلمه عید به چه معنی است؟ , معنی واژه عید در لغت به چه معنا می باشد؟ ,

عید به چه معناست ؟

 

معنای واژه عید از لغت نامه دهخدا:

عید. (ع اِ)خوی گرفته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || هرچه بازآید از اندوه و بیماری و غم و اندیشه و مانند آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || موسم . (اقرب الموارد). || روز فراهم آمدن قوم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). هر روز که در آن انجمن یا تذکار برای فضیلتمند یا حادثه ٔ بزرگی باشد. گویند ازآنرو بدین نام خوانده شده است که هر سال شادی نوینی بازآرد، و اصل آن عِود است . (از اقرب الموارد). || روز جشن اهل اسلام . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ج ، أعیاد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || مطلق روز جشن و روز مبارکی که در آن روز مردم شادی کنند و به یکدیگر تبریک نمایند. (ناظم الاطباء). و رجوع به جشن شود : 

صد عید چنین ضمان کند عمر

دولت به ازین ضمان ندیدت .

خاقانی .

به خجستگی عیدت چه دعا کنم که دانم 

که بدولت تو هرگز ز فنا ضرر نیاید.

خاقانی .

خاقانی عید آمد و خاقان به یمن خود

هر کار کز خدای بخواهد روا شود.

خاقانی .

روز وصل از بیم هجران تو گریان گذشت 

آه عید آمد پس از عمری و در باران گذشت .

میر محمدعلی رایج (از آنندراج ).

- امثال :

عید بی روستائی ، نظیر: بستان بی سرخر. (امثال و حکم دهخدا) : 

نباشد تو راهیچ غم بی دل من 

کسی دید خود عید بی روستائی .

کمال الدین اسماعیل .

بسی کوشیدم اندر پادشائی 

که آن عیدی بود بی روستائی .

امیدی .

عیدت را اینجا کردی نوروزت را برو جای دیگر ؛ گویا در قدیم مراد از عید مطلق ، عید فطر یا عید اضحی بوده است ، چنانکه انوری گوید:

عید تو همایون و همه روز تو چون عید

نوروز تو از عید تو خرم تر و خوشتر.

(از امثال و حکم دهخدا).

عید می آید عیبها را آشکار میکند ؛ مثلی متداول فقراست ، و مراد آنکه چون عید نوروز لباس نو برای زنان و کودکان و شیرینی برای مهمان و چیزهای دیگر باید، درویشی و بی نوائی نیازمندان آنگاه آشکار میشود. و آن نظیر «عید نیست عیب است » باشد.(امثال و حکم دهخدا).

|| عید فطر یا اضحی . یکی از عیدین : 

بر آمدن عید و برون رفتن روزه 

ساقی بدهم باده بر باغ و به سبزِه ْ.

منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص 88).

از زمان آمدند بهر ثنات 

جمعه وبیض و قدر و عید و برات .

سنائی .

از پی خدمتت پدید آئیم 

که تو عیدی و ما هلال توایم .

خاقانی .

رجوع به فطر و اضحی شود.

- جامه ٔ عید (عیدی ) ؛ جامه ای که در روز عید پوشند : 

بر تن ز سرشک جامه ٔ عیدی 

در ماتم دوستان دلسوزه .

خاقانی .

چرخ کبودجامه بین ریخته اشکها ز رخ 

تا تو ز جرعه بر زمین جامه ٔ عید گستری .

خاقانی .

و رجوع به ترکیب جامه ٔ عید و جامه ٔ عیدی در ردیف خود شود.

- دو عید ؛ عیدین . عید اضحی و عید فطر : 

در روزه بودم از سخن ، او جامه ٔ دو عید

بر من فکند و عهد مرا عیدوار کرد.

خاقانی .

رجوع به عید و عیدین شود.

- شب عید ؛ شبی که روز بعد از آن عید، و بخصوص عید فطر باشد. شبی که هلال را ببینند تا فردای آن راعید بگیرند : 

شب عید چون درآمد ز در وثاق گفتی 

که ز شرم طلعت او مه عید برنیاید.

خاقانی .

- || در تداول عامه ٔ امروز، ازحدود یک ماه به عید نوروز، ایام را شب عید و شب عیدی می گویند.

- عید رمضان ؛ عید فطر. عید روزه گشادن . رجوع به فطر شود : 

ماه رمضان رفت و مرا رفتن او به 

عید رمضان آمد المنة للِّه .

منوچهری .

معشوقه به نام من و کام دگرانست 

چون غره ٔ شوال که عید رمضانست .

قائم مقام .

- عید روزه گشادن ؛ عید فطر : نخستین روز از شوال ، عید روزه گشادن است و روزه داشتن بدو حرام است . (التفهیم ص 252). رجوع به ماده ٔ «عید فطر» شود.

- عید گوسپندکشان ؛ عید اضحی . عید قربان : دهم روز از ذی الحجه عید گوسپندکشان است که حاجیان به مِنی ̍ قربان کنند. (التفهیم ص 252). رجوع به عید اضحی و اضحی و عید قربان شود.

- عید ماه روزه ؛ عید فطر. عید رمضان . عید روزه گشادن .

- امثال :

همین دو سه روزه تا عید ماه روزه . (یادداشت مرحوم دهخدا).

- مُحْرِم ِ عید ؛ آنکه برای عید اضحی احرام کرده باشند : 

گر محرم عیدند همه کعبه ستایان 

تو محرم می باش و مکن کعبه ستایی .

خاقانی .

- مه عید ؛ ماه شب عید رمضان . هلال را که شب عید بینند تا فردای آن را عید بگیرند : 

ماه منی و عید من و من مه عیدی 

زآنروی ندیدم که به روی تو ندیدم .

خاقانی .

جاهش ز دهر چون مه عید از صف نجوم 

ذاتش ز خلق چون شب قدر از مه صیام .

خاقانی .

شب عید چون درآمد ز در وثاق گفتی 

که ز شرم طلعت او مه عید برنیاید.

خاقانی .

- نماز عید ؛ نمازی که در روزهای عیدکنند : 

آب کرم نماند و به وقت نمازعید

اینک مرا به خاک در تو تیمم است .

خاقانی .

- نماز عیدین ؛ نماز عید فطر و عید اضحی . رجوع به صلاة عیدین شود.

|| (اصطلاح تصوف ) تجلیاتی است که بوسیله ٔ اعاده ٔ اعمال بر قلب و دل بازگردد. (از تعریفات جرجانی ). || درختی است کوهی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گشنی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فحلی است نجیب ، که اسبان نجیب بدو نسبت داده میشوند. (از اقرب الموارد). || (اِخ ) نام مردی بوده است . (از منتهی الارب ).

عید

 

عید یعنی چی

 

معنای واژه عید از فرهنگ فارسی معین:

(ع ) [ ع . ] (اِ.) جشن ، روز جشن ، روزی که فرخنده و مبارک است .

معنای واژه عید از فرهنگ لغت عمید:

(اسم) [عربی: عید ‌'id، جمع: اعیاد]

['i(ey)d] هر روزی که در آن یادبودی از خوشی و شادی برای گروهی از مردم باشد؛ روز جشن؛ جشن.

⟨ عید اضحی: =⟨ عید قربان

⟨ عید صیام: [قدیمی] =⟨ عید فطر

⟨ عید غدیر: از اعیاد شیعیان، مطابق با ۱۸ ذی‌الحجه که در این روز پیامبر اسلام علی‌بن ابی‌طالب را به جانشینی خود تعیین کرد.

⟨ عید فطر: عید مسلمانان بعد از ماه رمضان؛ روز اول ماه شوال.

⟨ عید قربان: روز دهم ذی‌الحجه که حجاج در مکه قربانی می‌کنند؛ عید گوسفندکشان.

⟨ عید نوروز: روز اول فروردین که روز اول سال است و ایرانیان جشن می‌گیرند.

 

عید در لغت به چه معناست؟ , در لغت واژه عید به چه معناست؟ , واژه عید در لغت به چه معناست؟ روز بازگشتن , معنای واژه عید در لغت چیست؟ , واژه عید در لغت یعنی چه؟ , واژه عید در لغت به چه معناست؟ روز فرخنده , کدام معنای واژه عید در لغت است؟ , معنای واژه عید در لغت کدام است؟ , در لغت کلمه عید به چه معنی است؟ , معنی واژه عید در لغت به چه معنا می باشد؟ ,

علمی و دانستنی ها

Share

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی