تاثیر فحش های رکیک در ایجاد تعادل مغزی

تاثیر فحش های رکیک در ایجاد تعادل مغزی

شاید خیلی ها بگویند که دشنام گویی، به خصوص از طریق بستری مثل اینترنت که افراد می توانند در آن باشخصیت های جعلی و ناشناس حضور یابند، امری طبیعی است .

با همگانی شدن فناوری ارتباطات دیجیتال و نفوذ شبکه جهانی اینترنت در تمام سطوح زندگی انسان قرن بیست و یک و ایجاد امکان ارتباط فوری و لحظه ای برای همه انسان ها از طریق گوشی های موبایل، انتظار می رفت سطح شعور و میزان ادب و فضائل انسانی در کاربران این فناوری ها هم بیشتر شود. اما می بینیم که گاهی، در بعضی از نقاط جهان، کاربران این فناوری بی نظیر چنان در بی ادبی و بی اخلاقی پیشرفت کرده اند که در تاریخ بشریت نظیرش را نمی توان یافت.

البته استفاده مقطعی و نادرست از فناوری های نوین ارتباط برای انتقال پیام های غیراخلاقی مخصوص کشور ما نیست، بلکه در همه جای جهان در حال اتفاق افتادن است، اما گاهی اوقات، گروه هایی از کاربران فارسی زبان به قدری در این مورد زیاده روی می کنند که هر انسان اخلاقمندی هم در کشور خودمان و هم در سراسر جهان سرافکنده می شود.

کافی است یکی از افراد مهم و حتی نه چندان مهم در گوشه ای از جهان به دم تیغ این بی آبروسازان وطنی بیفتد، چنان دشنام ها و جملات رکیکی نثارش می شوند که قربانی مجبور می شود حساب خود را کاملا مسدود کرده و ارتباط خود را با شبکه جهانی به کلی قطع کند.

 

فحش زشت

 

شاید خیلی ها بگویند که دشنام گویی، به خصوص از طریق بستری مثل اینترنت که افراد می توانند در آن باشخصیت های جعلی و ناشناس حضور یابند، امری طبیعی است و فرد سالمی که روی چنین بستری برای خود با مشخصات واقعی حساب باز می کند، باید منتظر این بی حرمتی ها باشد، اما نکته اینجاست که تعداد این دشنام گوهای اینترنت باز، در مقاطعی به میلیون ها نفر می رسد. به زبان ساده و با یک حساب سرانگشتی از این همه آدم بی نزاکت، با احتمال زیاد چند نفر در بین دوستان و آشنایان ما هستند که مقابل ما ظاهری بسیار موجه دارند، اما به قول حافظ:
«چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند!»

سوالی که در اینجا مطرح می شود، این است که اساسا چرا این آدم ها این قدر راحت و بی مقدمه از واژه های بی ادبانه و شرم آور به دفعات استفاده می کنند؟! کار به جایی رسیده است که در حال حاضر، در سطح جامعه هم بچه های مدرسه ای نیز مثل نقل و نبات فحش های رکیک بر زبان می آورند، اما بزرگ ترها طوری با آن ها برخورد می کنند که انگار این اتفاق امری طبیعی است و نباید باعث تعجب شود!

جالب اینجاست که بعضی ها با استناد به تحقیقات علمی، اصرار دارند ثابت کنند که فحش دادن دل آدم را خنک می کند و فشار روانی و هیجانی و استرس فرد را کاهش می دهد و باعث می شود شخص عصبانی به جای آسیب رساندن به دیگران، با گفتن چند کلمه رکیک، خشمش فروکش کند و آرام شود! و بعضی از پژوهشگران هم مدعی اند که دشنام گویی در زمان استرس، باعث می شود قدرت تحمل انسان و مقاومت او در مقابل درد چند برابر شود و مثلا مدت بیشتری دستان خود را در آب داغ نگه دارد.

اما در کنار همه این موارد، پژوهش های بی طرفانه دیگری هم هستند که ثابت می کنند دشنام گویی و استفاده از این نوع کلمات منفی، موجب ایجاد فشار و استرس بیش از حد به مراکز هیجانی مغز می شود و در درازمدت آسیب های جدی به بار می آورد. به بیان دیگر، فحش دادن و جملات رکیک گفتن شاید به ظاهر، در مواقع خاص و بحرانی، دردهای هیجانی را کم کند، اما اگر تبدیل به عادت شود، می تواند به مغز و در نتیجه زندگی عادی فرد لطمه های سنگین وارد کند.

برای اینکه ببینیم چرا دشنام دادن و استفاده از کلمات رکیک در سطح جامعه و به خصوص در شبکه های اجتماعی تا این حد زیاد شده است، بیایید این پدیده را عمیق تر بررسی کنیم.

دشنام معمولا با زبان بیان می شود، هرچندگاهی آدم ها با حرکات بدن و گاهی با نقاشی و تصاویری که می کشند، بد و بیراه نثار هم می کنند. همه آدم ها از دوسالگی تا لحظه مرگ فحش دادن را می فهمند. هرچه دایره لغاتدشنام و تعداد کلمات رکیک یک فرد وسیع تر باشد، قاعدتا آن شخص بسته به موقعیت، دشنام های جانانه تر و موثرتری را بلد است!

 

فحش جدید

 

خیلی ها هم برای محافظت از خودشان و ایجاد فاصله بین آدم هایی که نسبت به آن ها احساس خطر می کنند، به فحاشی متوسل می شوند؛ مثلا بسیاری از خانم هایی که همسرشان فوت کرده است و یا مجبورند در مشاغل مردانه کار کنند، برای اینکه یک لایه حفاظتی بین خود و آدم شرورها ایجاد کنند، ترجیح می دهند از کلمات نازیبا استفاده بکنند، گرچه می دانند این طور صحبت کردن باعث می شود خیلی از آدم خوب ها از آن ها فاصله بگیرند.

البته در زشت و ناپسند بودن دشنام تردیدی نیست و هرچه یک فرد یا یک مجموعه از افراد، در سخن گفتن خود از واژه های بی ادبانه بیشتر استفاده کند، نه تنها ارزش اجتماعی خود را زیر سوال می برند، بلکه شان جایگاهی را هم که اشغال کرده اند، نابود کنند.

اما از سوی دیگر میزان استفاده از کلمات رکیک نمایانگر انباشت هیجان و سرریز شدن احساسات منفی و مثبتی است که ذهن فرد فحاش نتوانسته است آن ها را مدیریت و کنترل کند. اگر قرار باشد جلوی فحاشی گرفته شود، در ابتدا باید منشا آن پیدا شود. بسیاری اوقات اگر سرچشمه هیجان اضافی و سربار پیدا شده و تولید آن متوقف شود، استفاده از کلمات بی ادبانه هم عملا به صفر می رسد.

 یادمان باشد زودپزی که فشار داخل آن در حد خطر نباشد، سوت نمی زند. زودپز زمانی به سوت زدن می افتد که فشار درونش بیشتر از حد تعریف شده باشد. برای کاهش فشار هم کافی است حرارت زیر زودپز کم شود؛ چون وقتی دما  کاهش یابد، صدای سوت دیگر شنیده نمی شود.

Share

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی